خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

یکبار دیگر با اتحاد ملی و هوشیاری همگانی حکومت را به کرنش در برابر ملت واداریم. ما قدرت مبارزه مدنی خود را شناخته ایم و می دانیم که می توانیم …

روز 12 اسفند 1390 را به عزای نظام ولایی مبدل می سازیم و در خانه های خود شادمانه به لحظات فرو پاشی گام به گام حکومت خامنه ای نگاه خواهیم کرد….

در طول ساعات رای گیری باید چنان برهوتی از شهرها به نمایش بگذاریم که صدا و سیمای میلی جرات نمایش خیابانها را نداشته باشد…

قدرت با هم بودن ایرانیان معجزه خواهد کرد… یکبار دیگر آن را به خود و جهانیان اثبات می کنیم…

کم کم زمزمه انتقاد از محمود آغاز شده و تدارکات برای سلب مسئولیت ویرانی ایران از خامنه ای جنایتکار و مجتبای شرورش و انداختن زنگوله همه مشکلات به گردن محمود ابله فراهم می شود. آنهم در حالی که هنوز خون شهیدان جنبش سبز بر آسفالت خیابانهاست و میر و مهدی ملت در حصر و زندانیان دردانه ما هم در سیاهچال ها! آن هم به جرم گفتن همین حقایق!

یعنی واقعا زهی بیشرمی و وقاحت و کلفتی پوست! یعنی اگر چه احمدی نژاد به عنوان یک متقلب شرور باید به دست عدالت سپرده شود، اما محدود کردن ماجرا به او قصه است …! و جز ساقط شدن نظام ولایی و استقرار نظامی مبتنی بر آرای ملت دردها و زخم های مردم ما را آرامش نمی بخشد. و تازه پس از آن است که شخص سید علی خامنه ای و ایل و تبار جنایتکارش چه در مجلس و دولت و چه در نهادها و رسانه ها و … به دادگاه عدل ملت فرا خوانده شوند تا پس از محاکمه تقاص پس بدهند!

بنابر این به شریعتمداری و کیهانش یا توکلی و همفکرانش در مجلس و یا هر آن کسی که انگشت اتهام را فقط به سوی محمود ابله می گیرد که حواس مردم را از سید علی خامنه ای رهبر فاسدترین و جنایتکارترین حکومت معاصر منحرف نماید در یک کلمه باید گفت: کارتان تمام است! ملت ایران بخوبی می داند مقصران چه کسانی هستند و چگونه با ید تنبیه شوند. فقط همین!

همزمان با رشد قارچ گونه اعلام حمایت از انتخابات مورد نظر آغا در مجلس (توسط مجموعا 100 نفر در قالب دهها تشکل شکمی و سیرابی!) ؛ ما معدود بازماندگان طویله ولایت هم، مراتب همراهی در کاسه لیسی و آرنج بوسی خود را اعلام می داریم:

شورای مقابله با آزادی مطبوعات

جبهه پایداری در مقابل سقوط نظام

ستاد علاف سازی ملی

سازمان مبارزه با کار و کوشش (سفرهای استانی)

ستاد اختلاس و پولشویی ملی

جبهه متحد علیه ملت

ستاد تبلیغات وعده های پشم و شعارهای کشک

کمیته پزشکان ترمیم محمود و طول عمر احمد ( جنتی)

جبهه آزار و ایستادگی در برابر خانواده زندانیان سیاسی

پایگاه تک تیراندازان مسجد لولاگر

پایگاههای بسیج اراذل و اوباش محلات تهران و شهرستانها

انجمن های سرکوب دانشجویی

جامعه اساتید ضد دانشگاه

ستاد توزیع ستاره های دانشجویی

کمیته اعدام های ضد انسانی قوه قضا و قدر

انجمن سوء مدیریت ملی

ستاد مرکزی مختلسین حرفه ای

کمیته هماهنگی فرار به دولت به چین

ستاد تجلیل از حمله به کوی دانشگاه مستقر در بیت آغا

ستاد هماهنگی حرکات خود جوش و تامین نیروهای دهان گشاد

و…!

از جمله شوخی های جدید این روزگار، رفتار بعضی از طرفداران پادشاهی است که گمان می کنند هر آجری از مشروعیت حکومت فاسد ولایی بر زمین افتاد، آن را بردارند و به بنیاد ویران و مشروعیت فنا شده حکومت سلطنتی در ایران بچسبانند! حال آنکه بازسازی حکومتی مثل حکومت پهلوی آن هم از خشت و گل ویرانه های حکومت اسلامی ملقمه ای است از شوخی و توهم که بیشتر تاسف آور است تا مضحک! به عبارت شماتت این حکومت برای پاک نشان دادن آن یکی، به سخره گرفتن شعور ملی و تحریف واقعیات تاریخی است که هنوز مرکب آن خشک نشده است. واقعیتی که نشان همزمانی دارد از فروپاشی حکومت و لایی و استیصال سلطنت طلبان در توجیه دوران حکومتشان …

بنابر این آنها که گمان دارند با هر رسوایی حکومت اسلامی، باید یک امتیاز به سبد حکومت اضمحلال یافته پهلوی بیندازند و کم کم چنین بنمایانند که قیام میلیونها هموطن در سال 57 از اساس غلط بود و حالا برای جبران مافات باید یک عقب گرد تاریخی انجام پذیرد و ملت هم مثل دسته کرها و کورها راه پس رفت را در پیش بگیرند و لابد طلب عفو کنند و ….در ذات خود نمایشی از فسیل ترین اندیشه ممکن در یک جامعه انسانی به راه انداخته اند که حتی تحلیل فلسفی آن هم در دنیای مدرن دشوار است.

چه می شود کرد. مشکل دانش و بینش و خردمندی و رو به پیشرفت بودن و مدرن اندیشه کردن است که خیلی ها چشم بر آن بسته اند. حال چه از سر زرنگی و چه از سر نادانی!

اما یک نکته که لازم است سلطنت دوستان بدانند.اینکه پیوند اعضاء از مرده به زنده جواب می دهد، اما از مرده به مرده بی فایده است. پس مطمئن باشید چیزی که شما از لاشه جمهوری اسلامی به جنازه حکومت سلطنتی می چسبانید، نه فقط کار گشا نیست و مرده ای را زنده نمی کند، بلکه بوی تعفن هر دو را بیشتر می سازد و مشام مردم ما را بیشتر می آزارد…

آی ملت! برای خریدن سکه به نرخ شناور و تحویل برای اقلان 6 ماه دیگه به حساب دولت سرگردنه و در حال فروپاشی پول نریزید! همه این پولها داره پمپاژ میشه خارج! گول نخورید و هر معامله ای رو فقط نقد انجام بدین…در غیر اینصورت پولهاتون رو رفته حساب کنید!


جناب خامنه ای! اینک که اقتصاد اسلامی حکومت ولایی تان توسط ” دلار” فتح شده و همه متخصصان و اندیشمندان کشور هم در سیاهچال ها هستند، لطفا مثل همیشه به لباس شخصی های درگاهتان دستور دهید مشکل را حل کنند!


در باب محبوبیت جمهوری اسلامی و موفقیت در صدورانقلاب همین نکته بس، که کشورهای مسلمان جهان حتی آنها که نفت ندارند! هم حاضرند نفت بسازند و بدهند به غرب تا رضایت دهد و بیاید کار قبیله حاکم را برای همیشه یکسره کند!

فلش های سیاست و اقتصاد حکومت ولایی با شدتی بی سابقه رو به سقوط دارند و به نظر می رسد که بوی مرگ دیکتاتوری خامنه ای به مشام خود و اطرافیانش هم رسیده است. خامنه ای و فرزند جاه طلبش مجتبی و باند مافیایی اش اما بدون انتقام از مردم آزاده و صبور ایران تن به سقوط قدرت نمی دهند و پیش از رفتن خود میل خونینی به حذف بیشمار از مخالفان خود را در سر می پرورانند. این درحالی است که همزمان با عقب نشینی در برخی مواضع تنش زا در سیاست خارجی حاکمیت ،افزایش فشارها در سیاست داخلی و دستگیری فعالان و روزنامه نگاران تشدید شده است.

حاکمان کنونی ایران دشمن مردمند و دشمن آگاهی و دشمن آگاهی بخشانی که چراغ اندیشه را در این سرزمین روشن نگه می دارند. پس باید از این ذهنیت خطرناک که ممکن است به ناگهان سر بکشد نگران بود و برای آن چاره ای اندیشید پیش از آنکه فاجعه ای گسترده تر از اعدامهای دهه 60 تکرار شود.
خامنه ای و قبیله اش زمین سوخته و ایران ویران و ملت مصلوب را می خواهند و به کمتر از آن رضا نمی دهند؛ پس نباید اجازه داد تا به این سادگی تیغ بر گلوی ملتی کشیده شود….
دستگیری های روزهای اخیر و تفکرات خونباری که هم اینک در بارگاه خامنه ای در حال مرور شدن است خطرناکتر از همیشه اند… تصمیم هایی در جریان است و بازی خطرناکی مطرح شده که ممکن است آخرین بازی حاکمیت با ملت باشد.
ما هم اکنون صدها گروگان بیگناه و متفکر را در اسارت رژیمی داریم که چه بسا قربانیان نابخردی تلخ و دردناک حکومت ولایی باشند و هزاران معترض را که فعلا صبر پیشه کرده اند و در میانشان هزاران ندا و سهراب آزادیخواه نشسته اند و در انتظار روز برخاستن اند…
اگر حکومت خامنه ای صدای اعتراض سیاسی ملت را نمی شنود یا گوش های خود را به روی آن بسته است، اما صدای شکستن استخوان مردم را زیر فشارهای غارت و تورم و نداری و فقر شنیده و سپاهیان پیرامون ” آغا” این صدا را نه به چپاول و وطن فروشی و نابودی اقتصادایران توسط خودشان، بلکه به آماده شدن جامعه برای فتنه ای جدید تعبیر کرده اند و ولی امرشان را برای تصمیمی خطرناک آماده می سازند که اگر این آتش افروخته شود، بسیاری چیزها را به کام خواهد کشید.
هوشیار و آماده باشیم! از این رهبر بیمار و بازیچه قدرت و هراسان از عاقبت خویش، خطری در کمین ملت است که نتیجه آن را نمی شود ندیده گرفت…

“احمد وحیدی” وزیر دفاع حکومت اسلامی بستن احتمالی تنگه هرمز را رد کرد.
وی گفت: «مانگفتیم تنگه هرمز را می بندیم» !
مگه جور دیگه ای هم میشه گفت آغاغلط کرد؟!

مردی که مقامات کاليفرنيا وی را « خطرناک ترين آتش افروز تاريخ لس آنجلس » لقب داده بودند و به اتهام افروختن ۵۲ مورد آتش طی چهار روز در لس آنجلس و حومه بزودی دادگاهی می شود توسط شروین لاله زاری پلیس افتخاری لس آنجلس بازداشت شد و از او به عنوان قهرمان تجلیل شد. پلیس ایرانی اما با سربلندی این اقدام را وظیفه خود دانست.

آدمیرال کرگ فالر فرمانده ناوشکن آمریکایی (که هفته پیش از سوی فرمانده ارتش ایران تهدید شد) و 13 ملوان ایرانی را به وسیله تفنگداران خود از چنگ دزدان دریایی نجات داده است نیز این کار را وظیفه خود دانست و از این انجام وظیفه خوشحال است. او می گوید: “ما با ماهیگیران ایرانی احساس همدردی داشتیم . ما بسیار خوشحال بودیم که توانستیم به این ماهیگیران کمک کنیم و آنها هم البته از دریافت این کمک خوشحال بودند”.

وقوع این دو رخداد مثبت به فاصله اندکی از یکدیگر و همزمان با تهدید حکومت ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز و به تبع آن اعزام ناوشکن های عظیم آمریکایی و انگلیسی به خلیج فارس و دریای عمان و به مشام رسیدن بوی جنگ در منطقه موضوعی جالب توجه به نظر می رسد. با این تفاوت که رفتار پلیس ایرانی در آمریکا به نوعی نماش روحیه شهروندان ایرانی بود ( که هیچ ربطی به حکومت ایران ندارد) و اقدام فرمانده ناوشکن آمریکایی هم تصمیمی بود درست و مسئولانه.

تنها سوالی که باقی می ماند اینکه اگر احیانا ناو جنگی ایرانی در همان منطقه با تعداد سرباز آمریکایی در دست دزدان دریایی مواجه می شد چه تدبیری داشت یا چه اتفاقی رخ می داد
؟!

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.