Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر 2009

bazdasht59-21-2009[1]5920_1183206991217_1559492945_30497381_6398983_a[1]7726_1190892143341_1559492945_30522254_3727247_a[1]7117_137357452886_555262886_2681425_6354402_n[1]

اعتراض انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به
ادامه‌ی بازداشت و تهدید روزنامه‌نگاران و اعمال فشارهای گوناگون بر مطبوعات منتقد

بیش از یک‌صد روز از بازداشت جمعی از روزنامه‌نگاران کشور، در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و رویدادهای پس از آن می‌گذرد. با وجود آزادی به قید وثیقه‌ی برخی از فعالان مطبوعاتی در چند هفته‌ی اخیر، متاسفانه همچنان جمعی از روزنامه‌نگاران در شرایطی سخت، در بازداشت غیرقانونی به‌سر می‌برند و از سوی دیگر بازداشت و تهدید و اعمال فشار علیه روزنامه‌نگاران منتقد و مستقل ایران، به بهانه‌های گوناگون ادامه دارد.

آقایان عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی و احمد زیدآبادی، اعضای شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، ازجمله‌ی روزنامه‌نگارانی هستند که هفته‌هاست شرایط دشواری را در حبس و بند، به ناحق، تحمل می‌کنند. تاسف‌بار آن‌که اخبار نگران‌کننده‌ای درباره‌ی چگونگی برخورد با ایشان و نیز دیگر روزنامه‌نگاران شنیده و مطرح شده است.

آقایان بهمن احمدی امویی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، مسعود باستانی، فیاض زاهد، رضا نوربخش، علی پیرحسینلو، محسن آزموده، مهدی محمودیان، حسین نورانی‌نژاد، مسعود لواسانی و خانم‌ها هنگامه شهیدی و فریبا پژوه، از جمله روزنامه‌نگارانی هستند که برخی از ایشان یک‌صد روز است در سلول انفرادی و شرایط سخت و دشوار و بدون دسترسی به کتاب و مطبوعات، به‌سر می‌برند. فشارهای روحی و روانی و جسمی وارد شده بر این روزنامه‌نگاران، نه در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی قابل توجیه است و نه با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌نامه‌های بین‌المللی مشابه، نسبتی دارد.

افزون بر برخورد خشن با روزنامه‌نگاران و به حبس و بند کشیدن ایشان، باید به احضارها و تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم اهالی مطبوعات (به‌ویژه روزنامه‌نگاران مستقل و منتقد) توسط نهادهای امنیتی نظام اشاره کرد. اتفاق ناگواری که در کنار توصیه‌های مکرر و فشارهای گوناگون بر اندک نشریات منتقد و مستقل موجود، آزادی مطبوعات و فعالیت روزنامه‌نگاران و تحلیل‌گران را در ایران امروز، بیش از هر زمان، به مخاطره افکنده و به‌شدت تهدید می‌کند.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با ابراز نگرانی و اعتراض شدید نسبت به روند تاسف‌بار کنونی، از دستگاه‌های مسئول می‌خواهد ضمن آزادی بی‌قید و شرط و فوری تمامی روزنامه‌نگاران و صاحب‌نظران بازداشت‌شده در جریان حوادث پس از انتخابات 22 خرداد، از اعمال فشارهای غیرقانونی بر مطبوعات منتقد، پرهیز نمایند، و آزادی مطبوعات را محترم شمارند. ادامه‌ی روند ناگوار کنونی، نه تنها جایگاه ایران را در جهان، از جهت وضع آزادی بیان و مطبوعات، از آنچه که هست، اسف‌بارتر و رسواتر می‌سازد؛ بلکه فاقد هرگونه توجیه قانونی، دینی، عقلی و عرفی بوده، و نیز مغایر و تهدیدکننده‌ی منافع ملی است.

منبع خبر : انجمن دفاع از آزادی مطبوعات

Advertisements

Read Full Post »

اطلاعيه مطبوعاتي

شکنجه روزنامه نگاران زندانی در «آزادترین کشورجهان» !!

سازمان ملل متحد باید برای بازدید از زندان های ایران و به ویژه زندان اوین هیات تحقیق به این کشور اعزام کند. جان بسیاری از روزنامه نگاران زندانی در خطر است

در حالی که محمود احمدی‌نژاد و ولی‌فقیه جمهوری اسلامی ایران آیت‌الله خامنه‌ای همچنان تکرار می‌کنند که «ایران آزادترین کشور جهان است.» روزنامه‌نگاران زندانی ایران قربانی بدرفتاری و شکنجه و درشرایط اسفباری بسر می‌برند. احمد زیدآبادی چهره مشهور روزنامه‌نگاری در ایران برای خواندن نامه های دیکته شده از سوی بازجویان تحت فشار قرار دارد، پرونده بهمن احمدی امویی «گم» شده است اما او همچنان در زندان است، و سعید متین پور شدیدا بیمار اما از درمان پزشکی محروم شده است.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند : » روزنامه‌نگاران زندانی در ایران از همه حقوق ابتدایی خود محروم، وکلا و خانواده هایشان تهدید می‌شوند و از هیج حمایتی برخودار نیستند. محمود احمدی نژاد باید بر مبنای شهادت روزنامه‌نگاران شکنجه شده برای آنچه بر زندان‌های ایران در بعد از ٢٢ خرداد، گدشته است، حساب پس دهد. سازمان ملل متحد باید برای بازدید از زندان های ایران و به ویژه زندان اوین هیات تحقیق به این کشور اعزام کند. جان بسیاری از روزنامه نگاران زندانی در خطر است.»

احمد زیدآبادی در تاریخ ٢٤ خرداد ماه بازداشت و به مدت ٣٥ روز را » درسلولی «قبر مانند » گذرانده است. این روزنامه‌نگار برای نوشتن نامه به رهبر جمهوری اسلامی و عذر خواهی از او شدیدا تحت فشار قرار دارد. نامه‌ی احمد زیدآبادی به آیت‌اله خامنه ای دو سال پیش در مطبوعات انتشار یافت و در آن این روزنامه‌نگار نوشته بود » سوال اين است که به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و يا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و يا نقد گفته‌ها و عملکرد وی، عملا در جامعه ايران ممنوع است؟ » بنا بر گفته های مهدیه محمدی همسر این روزنامه‌نگار، بازجو به زيدآبادی گفته است که » دستور داريم تو را له کنيم و اگر همکاری نکنی هر کاری دلمان خواست با تو می‌کنيم.»

سعيد متين‌پور روزنامه‌نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه‌های محلي استان آذربايجان در پی عفونت ریه از نارسایی تنفسی رنج می‌برد. عطیه طاهری همسر این روزنامه‌نگار گفته است که «روز ٢٨ شهریور همسرش از شدت سرفه و مشکل تنفسی نتوانسته است مکالمه تلفنی خود را با خانواده ادامه دهد» مقامات قضایی تقاضای مرخصی استعلاجی وکیل روزنامه نگار را رد کرده‌اند. وی در تاریخ ٢٠ تیرماه پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بازداشت و برای طی کردن هشت سال محکومیت روانه‌ی زندان اوین شد. در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٧ اعلام شد که این روزنامه‌نگار از سوی همین دادگاه برای » ارتباط با بيگانگان به ٧ سال و برای «تبليغ عليه نظام» به يک سال حبس تعزيری محکوم و این حکم سپس از سوی دادگاه تجدید نظر تائید شد. سعید متین‌پور در تاریخ ٥ خرداد ماه ١٣٨٧ بازداشت و ٨ اسفند ماه با سپردن وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني از زندان آزاد شد. پس از آزادی از زندان نیز از بیماری‌‌های متعددی حاصل از فشارهای زندان از جمله کمر درد و ناراحتی های گوارشی رنج می‌برد.

بنا بر گفته فریده غیرت وکیل بهمن احمدی امویی پرونده این روزنامه‌نگار در دادگاه انقلاب اسلامی «گم» شده است: «درباره بهمن يا يک بی توجهی مطلق يا با توجهی مطلق اعمال شده است که هر دوی آن ها به نظرم بسيار نگران کننده است. بنده تا به حال چنين موردی نديده ام و در مورد هيچ يک از موکل هايم هم چنين اتفاقی نيافتاده است. حتی وقتی انها در زندان اوين و در مرحله بازجوئی هم بوده اند در همان روزهای نخست بازداشت پرونده شان کلاسه شده و به دادگاه آمده بود .در حاليکه آقای احمدی امويی بازجوئی هايشان هم مدتهاست به پايان رسيده است » بهمن احمدی امویی همکار بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب به همراه همسرش در سحرگاه ٣٠ خرداد در منزل خود بازداشت شدند. ماموران امنیتی پس از بازرسی منزل این دو روزنامه نگار مستقل را با خود به محل نامعلومی انتقال دادند. ژیلا بنی یعقوب مدیر سایت کانون زنان ایرانی در تاریخ ٢٩ مرداد ماه با سپردن صد میلیون تومان وثیقه و تا برگزاری دادگاه خود به طور موقت از زندان آزاد شد. اما بهمن احمدی امویی همچنان در بند ٢٠٩ زندان اوین بسر می برد.

شیوا نظر آهاری مدیر وبلاگ زنده باد آزادی در تاریخ اول مهرماه با سپردن ٢٠٠ میلیون تومان وثیقه از زندان آزاد شد. این وب نگار در شبانگاه ٢٤ خرداد دستگیر شده بود.

گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي دفاع از روزنامه نگاران زنداني و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر است
برای اطلاعات بيشتر:
http://www.rsf.org
http://www.rsf-persan.org
persan@rsf.org

Read Full Post »

hengame-shahidi9-28-2009[1]وضعیت روحی و جسمی هنگامه شهیدی، روزنامه نگار بازداشتی، در زندان اوین مناسب نیست.
بنابر اخبار رسیده به واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران، هنگامه شهیدی که چندی پس از برگزاری انتخابات در ایران، بازداشت شد با وضعیت بد جسمی در زندان روبه‌رو است به طوری‌که روزانه تعداد زیادی قرص و دارو به عنوان آرام‌بخش برای او تجویز شده است، اما با این وجود حتا از خواب راحت در شب نیز برخوردار نیست.

این در حالی است که وی در هفته تنها سه بار و آن هم به مدت بیست دقیقه برای هواخوری می‌رود و این موجب ناراحتی‌های ناشی از کمبود آفتاب برای وی نیز شده است.

هنگامه شهيدي، روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملي و دانش‌جوي دكتراي حقوق بشر در دانش‌گاه SOAS است که در طول دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز مشاور امور بانوان و عضو ستاد انتخاباتي مهدی كروبي بوده و در تاريخ 9 تير ماه 1388 بازداشت شده است و تا کنون در زندان اوین در بازداشت موقت است!
http://www.hra-news.org/index.aspx منبع: خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران . هرانا

Read Full Post »

mournfulmothers[1]گردهمایی هفتگی مادران داغدار و عزادار ، شنبه 4/7/88 در پارک لاله از ساعت 5 تا 6 بعدازظهر ، با حضور بیش از صد نفربرگزار شد. در این گردهمایی تعدادی از مادرانی که فرزندان شان در زندان هستند از جمله خانم فاطمه گلگزی مادر منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد که مدت سه سال است زندانی است نیز حضور داشت و مطابق معمول هر هفته ، تنی چند از فعالان جنبش زنان و تعدادی از زنان بازیگر هنرمند ، مادران را همراهی می کردند . در این گردهمایی نامه ای کوتاه و سرگشاده که توسط گروهی از مادران داغدار و عزادار نوشته شده بود توزیع شد . متن نامه بدین قرار است :

مسولان محترم ! صدای مادران داغدار و عزادار را بشنوید !

سه ماه از کشتارو زندان و شکنجه و تجاوز به فرزندان بی دفاع و بی گناه ما گذشت ! ولی حتی یک نفر به عنوان ، آمر ، عامل و متجاوز به حقوق قانونی مردم ، به ما که سال هاست چشم انتظار آزادی ، عدالت و برابری هستیم معرفی نشد.
آیا سکوت سرشار از فریاد حق طلبانه همراه با ناله و ضجه مادران به گوش شما نمی رسد ؟
سه ماه است که غروب هر شنبه در پارک لاله به رغم تهدیدهای پلیس گرد هم می آییم تا خون بهای فرزندان مان را با مجازات آمران و عاملان فجایع اخیر طلب کنیم ، باشد که شاهد تکرار این جنایات نباشیم .
ما تا آزادی زندانیان عقیدتی و مجازات جنایتکاران به اعتراض مسالمت آمیز خود ادامه خواهیم داد و نخواهیم گذاشت خون پاک فرزندان مان پایمال و فراموش شود .

گروهی ازمادران داغدار و عزادار
4/7/88

آدرس وبلاگ مادران عزادار :
http://mournfulmothers.blogfa.com

Read Full Post »

bazdasht59-21-2009[1]بنابه گزارشات رسیده خانواده های دستگیرشدگان 27 شهریورهمزمان در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین دست به تجمع اعتراضی زدند و نسبت به وضعیت مبهم عزیزان خود و عدم مشخص بودن محل بازداشت و شکنجه های جسمی،جنسی و روحی آنها شدیدا نگران هستند و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط عزیزان خود هستند.

روز شنبه 4 مهرماه حدود 150 نفر از خانواده بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان آزادي فوري عزيزان بي گناه خود بودند.از صبح همزمان با شروع ساعت كاري دادگاه انقلاب يعني 08:00 صبح خانواده ها يكي يكي به داخل دادگاه انقلاب وارد می شدند و در صف طولانی استعلام رايانه اي مي ايستادند و منتظر مي شدند تا ببينند نام بازداشتي آنها بالاخره بعد از يك هفته از طرف دادگاه انقلاب مورد تاييد می گیرد؟‌آيا نوع اتهام و نام شعبه امنیت وبازپرس پرونده به آنها اعلام مي شود؟

امروز نام عده اي از بازداشت شده هاي روزجمعه 27 شهريور بدون ذكر نوع اتهام و شعبه بازپرسي تاييد شد ولی نام عده اي هنوز به تاييد دادگاه انقلاب نرسيده كه باعث اعتراض خانواده ها شد و خانواده ها با عصبانيت مي گفتند اين چه دادگاهي است عزيزانمان را در خيابان خودسرانه بازداشت كرده ايد يك هفته از بازداشت غيرقانوني عزيزانمان گذشته اما هنوز دادگاه انقلاب از اعلام اسامي كامل بازداشت شده ها سرباز مي زند. حداقل بگوييد بر سر آنها چه آورده ايد سالم هستند ، زنده اند آنها را كجا برده ايد ، به چه جرمي آنها را بازداشت كرده ايد، دردمان را به چه كسي بگوييم.

عده اي از خانواده ها با دفتر حداد تما س می گرفتند. منشي دفتر حداد نيز به سختي به تلفن ها جواب مي داد و زماني كه خانواده ها در مورد وضعيت بازداشت شده ها مي پرسيدند. منشي دفتر از آنها سوال مي كرد نام بازداشتي تاييد شده يا نه اگر نام بازداشتي هنوز از طرف دادگاه انقلاب تاييد نشده بود به آنها مي گفت: هر وقت اسم بازداشتي تاييد شد تماس بگير و سريع تلفن را قطع مي كرد و اجازه هيچ گونه صحبتي به خانواده ها نمي داد. اگر نام بازداشتي تاييد شده بود منشي دفتر حداد مي گفت: برويد تا زمانی که ما به شما اطلاع ندادیم مراجعه نکنید حضور شما بي مورد است با هيچ رسانه اي هم تماس نگيريد به زودي براي گذاشتن كفالت با شما تماس گرفته مي شود.

رفته رفته كه تعداد خانواده ها بيشتر مي شد ماموران جلو درب دادگاه انقلاب مانع ايستادن آنها در مقابل دادگاه انقلاب مي شدند و با لحن تندي آنها را از مقابل دادگاه انقلاب دور مي كردند كه در چند مورد باعث ايجاد درگیری لفظي بين خانواده ها و ماموران شد.

بيشتر نگراني خانواده ها در مورد شكنجه و تجاوز جنسي و به خصوص در مورد دختران است .خانواده ها با نگراني از صبح تا پايان وقت اداري در مقابل دادگاه انقلاب مي ايستند تا شايد تعدادي اسم براي گذاشتن كفالت و وثيقه اعلام شود معمولا هر روز از هر خانواده اي يك نفر به دادگاه انقلاب و يك نفر به زندان اوين مراجعه مي كند تا شايد در يكي از اين دو محل بتوانند خبري از وضعيت عزيزان خود بگيرند.هنوز مكان نگهداري عده اي از بازداشت شده ها مشخص نيست و خانواده ها همچنان در سرگرداني و نگراني بسر مي برند.

همچنین در مقابل درب دژباني زندان اوين نيز حدود 100 نفر از خانواده ها تجمع اعتراضی بر پا كردند و خواستار آزادي عزيزان خود بودند.اعتزاضات خانواده که از صبح شروع شده است همچنان ادامه دارد.

لیست جدیدی از اسامي تعدادي از بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد. تا

1- مريم رشيدي 26 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده

2- مونا اوتادي 28 ساله فوق ديپلم طراحي دوخت در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده

3- سمانه اميري 30 ساله و متاهل در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

4- كتايون شاهين فر 28 ساله در فاطمي بازداشت و به اوين منتقل شده

5- پيمان كاويان 29 ساله ليسانس فلسفه در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

6- احمدرضا باباپور ديلمي 31 ساله متاهل در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده سه روز بعد از بازداشت با خانواده خود تماس گرفته

7- سعيد عربلودر جمالزاده بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

8- منصور كاظم زاده 33 ساله شغل زاد در وليعصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

9- امير خاني 27 ساه ليسانس ابزار دقيق در بلوار كشاورز توسط لباس شخصي ها بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

10- آرش شهبازي 22 ساله در آزادي بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

11- بهزاد خوشنام فراهاني 29 ساله ليسانس متالورژي درطالقاني بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

12- محمد صادق غلامرضايي 25 ساله ديپلم مجسمه سازي و گرافيك درفلسطين بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

13- ابوالفضل الله دادي 21 ساله دانشجوي كامپيوتر در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

14- مسعود شيرزاد 30 ساله ليسانس حسابداري در طالقاني بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

15- علي هاشميان 20 ساله دانشجو در ونك بازداشت و به زندان اوين منتقل شده

16- حسين خليل زاده 16 ساله در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

17- محسن فرهنگ 23 ساله دانشجوي جامعه شناسي در فلسطين بازداشت و به اوين منتقل شده

18- امين آرمين 24 ساله در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

19- احمد عدل 26 ساله شغل آزاد در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده

20- فردين برزگر 31 ساله شغل آزاد در ويلا بازداشت و به اوين منتقل شده

21- فريدون زاهد 26 ساله ديپلم برق در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده

22- مهدي موسوي 19 ساله شغل ازاد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده

23- محمد كياسري 31 ساله درآزادي بازداشت و به اوين منتقل شده

24- متين حيدرزاده 30 ساله ليسانس عمران و در كنكور فوق ليسانس امسال نيز پذيرفته شده در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده

25- بابك خدايي 20 ساله دانشجوي ديريت صنعتي در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

با این لیست تا به حال ما توانستیم اسامی 59 نفر از دستگیر شدگان 27 شهریور فقط در تهران را منتشر کنیم. این درحالی است که نیروی انتظامی ولی فقیه تعداد دستگیر شدگان 27 شهریور را 35 نفر اعلام کرده است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیریهای گسترده،انتقال به نقاط نامشخص ،تحت شکنجه های جسمی،جنسی و روحی قرار دادن آنها ،عدم تایید نام دستگیر شدگان ودر بی خبری نگه داشتن خانواده ها از وضعیت عزیزانشان را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

به نقل از سایت فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران: http://pejvakzendanyan.blogfa.com/post-1033.aspx

04 مهر 1388 برابر با 26 سبتامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

دفتر دبیرکل سازمان ملل

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193

Read Full Post »

پس از سخنرانی شرم آور رئیس دولت کودتا در سازمان ملل و بیانیه گروه 20 در اجلاس پیتسبورگ، مشخص شد که جامعه بین المللی به طور جدی به دنبال متوقف کردن برنامه اتمی مشکوک دولت کودتا است. چنان که در تحولات اخیر معلوم شده است، در حال حاضر، ایران دارای دولت به معنای قوه مجریه نیست و مجموعه ای که خود را هیئت دولت مینامد، نوعی پوسته یا روکش برای گروه نظامی است که در ائتلاف با رهبری بر کشور حاکم شده اند و به تدریج آشکار میشود که این گروه برای حفظ و تثبیت خود در قدرت، به دنبال تهیه و تولید سلاح اتمی است؛ یا دست کم به طور عمدی موجب بدگمانی و سوء ظن جامعه بین المللی به ایران میشود. همچنین جناح کودتا با سرکوب و ارعاب تمام گروه ها، احزاب و شخصیت های سیاسی، نوعی خلاء یا فقدان را در عرصه سیاسی کشور ایجاد کرده است و بدین ترتیب، همه مجاری قانونی و حقوقی را برای دخالت دادن خواست و اراده ملت در امور کشور، مسدود کرده است. اکنون دیگر تردیدی نیست که این گروه، به دنبال تبدیل کردن ایران به چیزی شبیه افغانستان تحت سلطه طالبان است.

سفر رئیس دولت کودتا به سازمان ملل، از هر نظر یک شکست کامل سیاسی و رسانه ای بود. ایرانیان مقیم آمریکا و سایر آزادی خواهان و صلح دوستان مقیم این کشور، با حضور شکوهمند و موثر خود، ضرباتی جبران ناپذیر به دولت کودتا وارد آوردند. اما این به معنی پایان کار نیست؛ بلکه میتوان گفت که اکنون جنبش سبز در پایان یک فاز از مبارزه خود قرار دارد و باید فاز جدیدی را آغاز کند. طبق این تحلیل، اکنون بنا به دلایل متعدد داخلی و بین المللی، ضروری است که فاز جدید مبارزات جنبش سبز، آغاز شود و به همین منظور باید ملاحظات و محورهای جدیدی را مورد توجه قرار داد و جهت و تمرکز مبارزه را بر اساس آنها برنامه ریزی کرد. در ادامه به برخی از این موارد اشاره میکنیم.

1. در حال حاضر و به مدد تظاهرات وسیع در داخل و خارج از کشور، اطلاع رسانی، آگاه سازی و روشنگری در مورد دولت کودتا به طرز مطلوبی انجام شده است و دیگر اکثر مردمان جهان، نادرستی و کذب بودن سخنان رئیس دولت کودتا و غیر قانونی بودن آن اطلاع کامل دارند. هرچند، روشنگری در مورد قتلها، شکنجه ها و ترورهای سازمانیافته دولتی، اهمیت خاص خود را دارد، اما دیگر در اولویت نیست و باید بر تقویت شبکه ها و هسته های مقاومت و جذب و فعال کردن سایر اقشار و گروه ها اقدام کرد. باید توجه داشت که بنا به اصول آفرینش، همیشه تعدادی از انسانها «نا آگاه» باقی میمانند و گاه فعال کردن افراد آگاه، از آگاه کردن افراد ناآگاه مهمتر است. بنا براین دیگر نباید به مباحثی مثل تورم اقتصادی، رکود صنایع، شکستهای ورزشی، و … برای اثبات ناکارآمدی دولت کودتا تمرکز کرد. این دولت، غیر قانونی است و نامشروع است و اگر بهترین کارنامه اقتصادی را هم داشته باشد، بازهم باید ساقط شود. خلاصه و نتیجه کلام این که از آنجا که ثابت شده است این دولت غیر قانونی و غاصب است، اکنون هر گونه فعالیت غیر خشونت آمیز بر علیه آن قانونی و کاملا مشروع است و دیگر ضرورتی برای توجیه فعالیت ها و اثبات امور مسلم، وجود ندارد.

2. سفسطه ها و بازی های زبانی دولت کودتا، باید یک بار برای همیشه پایان یابد. مدتهاست که نیروهای مترقی و سازنده جامعه، با اتهام همراهی با «دشمن» یا به علت اختلاف نظرها و تنوع عقاید و افکار، متفرق، پراکنده و سرکوب میشوند و همین امر باعث تقویت دیکتاتوری میشود. مخالفان همواره بر سر مسائلی همچون پرچم، شعار، سرود، یا ایدئولوژی مجبور به مرزبندی و دشمنی با یکدیگر میشوند، چرا که بر این باورند که میان فعالیت درون نظام و فعالیت بیرون نظام تفاوتی وجود دارد و بر همین اساس، فعالان درون نظام از برقراری ارتباط با سایر مخالفان محروم اند چرا که خوراک و بهانه برای رسانه ها و دادگاه های دولت کودتا ایجاد میشود. تظاهرات اخیر معترضان در نیویورک از این نظر، یک کلاس آموزشی بود: ایرانیان با تصاویر موسوی، کروبی، پرچم ها، عقاید مختلف، ایدئولوژی های متفاوت، در برابر رئیس دولت کودتا و نقض حقوق بشر، قیام کردند و تصاویر و صحنه های باشکوهی خلق شد، چرا که جهانیان متوجه شدند، جامعه ایرانی، با تمام تنوعات، رنگها و مرزهای عقیدتی در مقابل بربریت حاکم، ایستاده اند. همچنین با توجه به عملکرد تروریستی دولت کودتا، اکنون دیگر منتقدان درون نظام، هیچ امتیازی نسبت به مخالفان بیرون نظام ندارند و اشتباهی بزرگ خواهد بود اگر بازهم به امید ترحم دولت کودتا بنشینند و مرزبندی های ساختگی «درون نظام/بیرون نظام» را رعایت کنند. این مرزبندی ها خلاف تمام اصول انسانی و الهی و بزرگترین مانع در برابر شکل گیری یک جامعه مدنی است و فقط به نفع دولت کودتا تمام میشود. در جامعه مدنی، همه ادیان، سلایق، گروه ها، عقاید و هر شهروندی که مالیات میدهد و برای بیان و تبلیغ عقاید خود، دست به خشونت نمیزند، باید از همه حقوق شهروندی و انسانی تضمین شده برخوردار باشد، به همین دلیل جنبش مدنی ملت ایران، اکنون فراتر از اتهامات و افاضات امثال احمد توکلی و محسن قرائتی حرکت میکند و اگر خود را به سطح سخنان چنین افرادی تنزل دهد، مسلما شکست خواهد خورد. البته باید توجه داشت که در یک جامعه مدنی، امثال توکلی و قرائتی هم مانند هواداران سایر عقاید، از قبیل ملی – مذهبی ها، مشروطه خواهان، اصلاح طلبان، سکولارها، مجاهدین، کمونیستها، بهائیان و سایرین، حق آزادی بیان دارند. و به همین دلیل، نمیتوانند خود را نظام بنامند و در مورد شعارها و عقاید سایر شهروندان، قضاوت کنند. اگر مفهومی به نام «نظام» وجود داشته باشد، شعارهای و گفته های جمعیت میلیونی در روز قدس، همان شعارهای نظام است و توکلی هم این حق را دارد که از موضع خود و از بیرون نظام، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را نقد کند. باید توجه داشت که برخی گروه های رانت خوار و سلطه جو، با استدلال و منطق، متوجه جایگاه و وزن سیاسی اجتماعی خود نمیشوند و تنها حضور مدنی و همدلانه آحاد ملت، تکاثر طلبان و زیاده خواهان را متوجه حدود و ثغور قانونی خود خواهد کرد. طبیعتا، تا زمانی که گروه های مدنی و متعهد به حقوق بشر، حقوق اساسی یکدیگر را انکار کنند، و تا زمانی که بین واحدها و انجمنهای مدنی، تفرقه و تضاد و حذف، حاکم باشد، خشن ترین و متجاوز ترین گروه های اجتماعی بر مقدرات جامعه، حاکم خواهند بود.

3. دولت کودتا و قرارگاه های نظامی پشتیبان آن، محکوم به سقوط هستند و انتخاب دیگری ندارند. اما ملت ایران هنوز یک حق انتخاب دارند: ملت (با تمام عقاید و گرایش های سیاسی خود) میتواند بین نابود شدن همراه با دولت کودتا و ساقط کردن دولت کودتا، یکی را انتخاب کند. با توجه به اخبار و تحولات جدید، اکنون با اطمیان میتوان گفت که اگر دولت کودتا به دنبال ساخت سلاح اتمی نباشد، دست کم به دنبال تشدید تحریم ها و نهایتا برخورد نظامی با جامعه جهانی است. آنها بر این باورند که میتوانند با ایجاد بحرانهای بزرگتر، از بحرانهای که خود، قبلا ایجاد کرده عبور کنند. بنا براین، مسئولیت هرگونه تحریم، جنگ و درگیری، فقط و فقط بر عهده دولت کودتاست و ملت نباید هیچ هزینه ای در این موارد بپردازد. به همین دلیل، اقدامات و تحریم های بین المللی، نه تنها باعث سلب مسئولیت از ملت و جنبش سبز نمیشود، بلکه با افزایش احتمال تبدیل ایران به افغانستان یا عراق، مسئولیت مردم را بیشتر میکند. بدین ترتیب، ضروری است که به موازات اقدامات جامعه بین المللی، فعالیت و تحرک جنبش با سرعت بیشتری افزایش یابد تا قبل از بروز جنگ، دولت کودتا و جنگ طلب، ساقط شود و از وارد آمدن ضربات جبران ناپذیر به کشور، جلوگیری شود. همان طور که به طور تمثیلی گفته شده است، تحمل باتوم و گاز اشک آور، خوشایند نیست، اما از مصیبت جنگ و اشغال کشور، وحشتناکتر نخواهد بود.

4. با توجه به وجود خفقان سیاسی در کشور، و محدودیت و سانسور رسانه های مستقل و دروغ پراکنی سازماندهی شده رسانه های انحصاری دولت، ادعای هر گونه مذاکره پشت پرده با آمریکا، یا اعلام پیامهای مبهم و سازشکارانه به نام رهبران جنبش سبز، نباید موجب دلسردی و عدم فعالیت در میان عموم مردم شود. حتی اگر به فرض، رهبران جنبش، در اهداف جنبش تجدید نظر کنند، روشها و استراتژی اساسی جنبش در خصوص ایجاد شبکه های اجتماعی و تقویت جامعه در برابر دولت، به قوت خود باقی خواهند ماند، چرا که یکی از اساسی ترین و ضروری ترین شرطهای بقای دموکراسی، تقویت جامعه مدنی و عدم مداخله دولت در حوزه خصوصی و مداخله حداقلی در حوزه عمومی است. بنا براین، تلاش برای تقویت جامعه و مبارزه مدنی و مسالمت آمیز با تمامی عناصر و نمادهای مداخله دولت، از تفکیک های ساختگی و دستوری گرفته تا گشت ارشاد و مداخله در مورد پوشش و لباس مردم و سایر مظاهر مداخله باید با مداومت و پیگیری، ادامه یابند.
به نقل از فیس بوک انقلاب سبز

Read Full Post »

090922153450003[1]حنا مخملباف که با فیلم روزهای سبز در فستیوال سن سباستین حضور یافته است، اعلام کرد: «در پاسخ به حضور سیاه احمدی نژاد در نیویورک، فستیوال سن سباستین در اسپانیا را سبز کرده ایم.»
او گفت: » وقتی کودک بودم فکر می کردم سازمان ملل جایی است که آدم های بزرگی مثل گاندی و ماندلا را به آن جا دعوت می کنند، حالا می بینم که سازمان ملل قاتل ندا را به نیویورک پذیرفته است. از خودم می پرسم چطور می شود نیویورکی بود و از میزبانی قاتل ندا دچار عذاب وجدان نشد؟!»

به نقل از سایت شخصی مخملباف
http://www.makhmalbaf.com/news.php

Read Full Post »

Older Posts »