Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2010

سایت خبرنگاران سبز با انتشار گزارش تکان دهنده ای اعلام کرد که جمعی از جوانان برومند و معترض کشورمان که خرداد ماه سال گذشته در اعتراض های خیابانی توسط نیروهای سپاه و بسیج دستگیر شده بودند ، بصورت جمعی دربیابانهای اطراف تهران به شهادت رسیده اند. شواهد ارایه شده در این گزارش حکایت از آن دارد که تعدادی از شاهدان این ماجرا که یا با این اقدام مخالفت داشته و یا پس از مدتی دچار عذاب وجدان شده اند در بند ویژه ای از زندان مخوف افسریه نگهداری می شوند و تحت بدترین شرایط جسمی و روحی و در بایکوت کامل بسر می برند. گزارش منتشر شده در سایت خبرنگاران سبز به این قرار است: پس از کودتای 22 خرداد 88 و استقرار فضاي امنیتی و سرکوب در سراسر کشور بویژه تهران ، علاوه بر زندانها و بازداشتگاههای رسمی ، تعداد زيادي از فضاهای نظامي و انتظامی و نيز بسياری از فضاهای غير نظامی به بازداشتگاههای مخوفی مبدل شدند تا قابلیت حبس و سرکوب هزاران نفر را بطور همزمان داشته باشند. در همين حال رشد و بروز گسترده اعتراض های آرام مردمي در قالب جنبش سبز ، واکنش شدید و مستبدانه رهبر حکومت دينی و ديگر عوامل سرکوبگر او را به دنبال آورد و باعث گردید بازداشتگاههاي آشکار و نهان تحت اختيار بسیج و سپاه ، به دور از هرگونه کنترل قانوني اداره شوند و صدها تن از فرزندان بی پناه اين آب و خاک که عموما گمنام هستند زیر شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار گيرند.

یکی از مخوف ترین بازداشتگاههای تحت اختيار سپاه » بازداشتگاه افسريه» است که در شرق تهران و در محدوده قصرفیروزه و اراضی تحت کنترل سپاه قرار دارد. اين بازداشتگاه که رسما به دور از نظارت قوه قضایيه ایران فعاليت می کند ، جزء امنیتی ترین و مخوف ترين بازداشتگاههاي اختصاصی کشور بشمار می رود و همواره سعی کرده اند نامی از آن برده نشود و فعالیت هاي آن مورد بحث قرار نگيرد. بنابر اين آگاهی از رويدادهاي اين بازداشتگاه نیز به سختی قابل دسترسی است و حتي ورود و خروج به بخش های ويژه درون بازداشتگاه نیز ، جز برای افراد ويژه و شناخته شده میسر نیست. بر اساس اخبار دریافتي و موثق ، هم اکنون حدود 200 تن از بازداشتی های اين زندان، نیروهایی از سپاه و بسيج هستند که در سرکوب های خياباني و رویدادهای پس از کودتای انتخاباتي در تهران یا برخی شهرستانها از دستورات مقامات نظام در برخورد با معترضان سرپیچي کرده و در حال حاضر از کمترين حقوق انسانی هم محرومند. استفاده از مرخصي و ملاقات با خانواده برای بازداشت شدگان ویژه اين زندان اکيدا ممنوع است و حتی ارتباط تلفنی زندانیان جز در موارد خاص و تحت کنترل دقيق با بیرون از زندان ميسر نيست.

اما فراتر از آن ، در برخی بندهای انفرادي این بازداشتگاه افرادی هستند که حدود 10 ماه است حق ملاقات و حتی ارتباط با دیگر زندانیان را ندارند و در مورد تعدادي از دیگر بازداشتي ها اين محدوديت شامل محرومیت از هواخوری هم مي شود که عملا زندانيان را مبتلا به بيماریهاي حاد جسمی وروحی کرده و بر اساس این گزارش ، درگذشت حداقل 2 نفر از بازداشتي ها به دليل فشارهای عصبي کشنده نیز تایید شده است. رده بندی حفاظتي در این بازداشتگاه بسیار بالاست و جز تعدادی افراد ويژه کسي امکان دسترسی و ملاقات يا بازجويي از زندانیان و آمارگيری و آگاهی از وضعیت آنها را ندارند.

نکته ای که موضوع بازداشتگاه افسریه را بسيار مهم مي سازد اطلاعات نهفته در دل بازداشتی هايی است که در آنجا به بند کشيده اند.بطور مشخص 3 تن از اين افراد به دلیل ارتباط با ستاد مرکزي انتخابات وزارت کشور یا مجریان آن شاهد و ناظر بر تقلب های برنامه ريزي شده ای بوده اند که در پي سرکوبي خونین معترضان بی گناه ، پس از مدتی دچار عذاب وجدان یا … شده و در بین برخي همکاران خویش مشاهدات خود را از نحوه تقلب ها باز گفته اند و اسناد خود را ارائه کرده اند و دقيقا از همان زمان به عنوان نيروهاي غیر قابل اعتماد و خطرناک که احتمال زبان باز کردنشان فراوان است به بند کشيده شده و خود و اطلاعاتشان را در بایکوت محض قرار داده اند.

از جمله دیگر بازداشت شدگان در این زندان، کسانی هستند که پس از سرکوب های خونین مردم ، شاهد وقوع اتفاقاتي از کشتارهاي پنهانی بوده اند ولی توان مشارکت در آن فاجعه انساني را نداشته یا پس از مدتی پشیمان و سرخورده شده اند . اما از آن جهت که احتمالا دستشان به خونی آلوده نشده و معترض به برخي شقاوت هاي پنهان و دردناک بوده اند ، پس از بازداشت فوري، ارتباط آنها را با جهان خارج قطع کرده و تلاش دارند تا آنها را در قرنطینه ای دائمي قرار دهند. بر اساس برخی اطلاعات، عناصر امنيتی سپااه ضمن تهدید خانواده برخی از اين نيروهای دستگیر شده آنان را وادار به خروج از تهران کرده و اخطار داده اند که در صورت بیان هر گونه مطلبي در مورد شخص بازداشتي ، او را سر به نیست خواهند کرد.

در حال حاضر 7 تن از بازداشت شدگان بندهای ویژه زندان مخوف افسريه ، افرادی هستند که شاهد حداقل دو مورد قتل عام جمعي از بازداشت شدگان جوان و معترض پس از انتخابات بوده اند که اين رویداد در ماههای خرداد و تير سال گذشته و در منطقه بیاباني بين تهران و قم و بيرون از محوطه کهریزک صورت پذیرفته است. در تایید ارتکاب این جنایات همین بس که برخی مقامات رژیم هم بطور سري سوالاتی را پیرامون آن پرسیده اند اما فرماندهان سپاه به بهانه رفتار خودسرانه! برخی نيروهاي بسيج آن را توجيه کرده اند، بنا به گزارش های رسیده پس از این اقدامهای هولناک ، تعدادي از قربانيان در همانجا مدفون و تعدادي را نیز مخفیانه در بهشت زهرا به خاک سپرده اند.

این رويدادی است که نظام مستبد شدیدا از افشای آن هراسان است و به هر قيمتي مانع از انتشار آن شده و یکي از دلایل ممانعت از فعالیت کميته تحقيق نمایندگان- حتی در همين مجلس وابسته به حاکمیت- نیز، جلوگيري از افشاي این گونه موضوعات بود.امید که با پیگیری این گزارش کوتاه پرده از بخشي کوچک از وقايع کودتاي انتخاباتی و جنايات هولناک آن برداشته شود و بخش عمده ای از رويدادهی پنهان و دردناک صورت پذیرفته در یک سال گذشته که در دل بازداشت شدگان زندان سیاه افسریه حبس شده آشکار گردد.
منبع: سایت خبرنگاران سبز: http://www.greencorrespondents.com/2010/06/blog-post_5489.html

Advertisements

Read Full Post »

رژیم دیکتاتور اطمینان دارد که از پس مقابله با تحریمهای سازمان ملل بر نمی آید. آنها می دانند که این نوع گردنکشی در نظام بین الملل جز به شکستن گردنشان منجر نخواهد شد! پس چرا چنین لاف و گزافی به راه انداخته و کشتی به مدیترانه و غزه می فرستند ، شورای امنیت را تهدید می کنند، در برابر قرار داد ان. پی .تی می ایستند و بازرسان را تهدید می کنند و یا دستور می دهند که : غنی کنید اورانیوم 20% را ! و سپس مجلس گماشته و بی خاصیت که مضحک ترین پارلمان جهان است یکباره می نالد که: بله ، ما از تنگه هرمز استفاده نظامی خواهیم کرد و متقابلا کشتی ها را بازرسی می کنیم …! پاسخ اما ساده است؛ نظام مشروعیت خود را در داخل از دست داده و در برابر جنبش سبز خرد و له شده است! به همین سادگی.
دریافته اند که چیزی برای از دست دادن ندارند. ایران دیگر از آن آنها نیست! می دانند شدیدا مورد تنفر ملی هستند. راههای لابیرنت بن بست خود را یکی پس از دیگری پیموده و به دیوار خورده اند. آنها بریده اند. فروپاشی مانند خوره در تمامی ارکان نظام موریانه زده آنان رسوخ کرده و بسیاری از نیروهای وفادارشان از آنها جدا کرده است.
تداوم این وضعیت در داخل، رژیم را با شتاب به ورطه نابودی و اضمحلال می کشاند. تلاش فراوان کودتاگران برای ایجاد تغییر در موازنه سیاسی داخلی که با سرعت چشمگیری به گسترش جنبش سبز منتهی می شود ، کشاندن کنشگران سبز به ورطه درگیری و خشونت بود برای بکارگیری ماشین سرکوب ؛ که با درایت رهبران جنبش و خرد جمعی ملت ایران این برنامه طراحی شده شکست خورد.
رژیم اکنون تشنه بحران است. آنهابه این نتیجه رسیده اند که باید سکوت سنگین مخالفان نظام را که فریاد مرگ رژیم است بشکنند. پس هیاهو کردند. در 14 خرداد امید به درگیری و جدال داشتند. اما نشد! رهبر اشرار شخصا به قم رفت و عناصر و عوامل خود را بسیج کرد. سعی کرد با حمله به برخی رهبران سیاسی یا دینی و ….آشوب های خیابانی به راه اندازد. اما مفتضحانه از قم برگشت. رویدادهای 22 و 25 خرداد را روز سنگین ترین سرکوب جنبش و حمام خون نام گذاری کردند، اما دست آنان باز هم خوانده شد و با درایت رهبران جنبش و درک ملت توطئه ناکام ماند. درها یکی پس از دیگری بسته شد و ملت نشان داد که شیوه ای نوین از مبارزه را پی گرفته که خامنه ای و فرقه همراهش را تا سر حد جنون خشمگین کرده است . آنها در بهره گیری از تنها نقطه به ظاهر قوت شان که همانا گزینه سرکوب خونین است باز مانده اند. آنها از پیروزی در داخل مایوسند. در محاصره یک ملت قرار گرفته اند. وقت را تنگ می بینند. زمان برای آنها به سرعت سپری می شود و در پی چاره جویی هستند. پس تصمیم گرفته اند شکست سنگین را در داخل ، به ماجرا جویی در خارج مرزها مبدل کنند تا بار دیگر به یک بازی باخت باخت وارد شوند و در صورت امکان بخشی ولو اندک از نیروهای بریده و سرخورده خود را به بهانه ای گرد خود جمع کنند و وضعیت را فوق العاده نشان دهند.
این بار نیز اگرچه ماجراجویی خارجی است ، اما هدف اصلی انعکاس شرایط بحرانی به داخل است! نا بخردان در پی آنند که پس از بر افروختن آتش در بیرون مرزها ، شعله های آن را به داخل مرزها بکشانند و مواجهه با ملت را تشدید کنند تا شاید جنبش سرکوب شود و کابوسی که روز و شب آنان را تیره و تار ساخته از میان برود. اما هرگز این گونه نخواهد شد. هم اکنون عدم تعادل روانی و فکری در سردمداران نظام منحط بخوبی دیده می شود. خامنه ای توان سخن گفتن درست را از دست داده و جز با خشم و نفرت چیزی نمی گوید. احمدی نژاد بیش از پیش دچار روان پریشی است و روز به روز برای اطرافیان و حتی اندک دسته طرفدارانش غیر قابل تحمل تر می شود. نمایندگان مجلس عموما مزدوران منفعت طلبی هستند که در انتظار آمدن نامه ای از اتاق فرمان سپاه می نشینند که زیر آن باید امضاء شود و عایدی خود را دریافت کنند یا در مجلس شعار دهند. طی چند روز اخیر اوضاع رژیم در مانده آنچنان مشوش است که لاریجانی تصمیماتی را اعلام می کند که اصولا در حوزه اختیار او نبود. در هم ریختگی و سردرگمی اینان به گونه ای مشهود است که نیاز به توضیح بیشتر نیست و نشانه های یکی پس از دیگری آشکار می شود…. این همه را می توان به سادگی دید و به خوبی لمس کرد … این رژیم رسما توان اداره ایران را از دست داده است.

Read Full Post »

22 خرداد به سوی آزادی! هیچ چیزی تغییر نکرده است! رژیم مستبد هرگز با هیاهوی بی حاصل و تهدید نخواهد توانست ترس و وحشت خود را مخفی کند. جناب خامنه ای! بادکنک رژیم تبهکارت ترکید و تمام شد! ملت ایران گفتن « نه » به استبداد را آموخته و در مسیری بدون بازگشت قرار گرفته است! حضور میلیونی سبز ها در 22 و 25 خرداد و …. سال گذشته فقط با “مجوز خردجمعی ” آزاد زنان و آزاد مردانی صادر شد که در پی باز پس گیری سرنوشت و سرزمین خویش از فرقه تبهکاران متجاوز بودند و باز هم این کار را خواهند کرد. پس خود را خسته نکن! در 22 خرداد آینده نیز ملت سبز اندیش ما ، عدم مشروعیت رژیم فاسدی را فریاد می زند که به دست زمام داران بی خرد و مستبدی چون تو زیر فشارهای اجتماعی ، اقتصادی و سیاست خارجی در حال فروپاشی است. دوراندیشی و تلاش رهبران سبز برای حفظ جان و مال ملت ایران در برابر مزدوران درگاهت البته قابل درک است ، اما این عزیزان همواره خود را همراه و پیرو ملت دانسته و بر تصمیم های آنان صحه گذارده اند.بدان که اگر مجوزی هم صادر می کردی همچون تو و کودتای تو نامشروع بود. مطمئن باش ما همه با هم در سالگرد کودتای سیاهت ، ایران زمین را سبز می کنیم و تا آخر ایستاده ایم .

Read Full Post »

فارغ از ستم های بی شمار رژیم مستبد دینی که تلخ ترین روزهای تاریخ این سرزمین را رقم می زند ، و فارغ از ماجرای دردناک حاکم بر سیاهچال های مملو از قهرمانان ملی ایران زمین ، حکایت اخیر محمد نوریزاد از هم بندی بیگناهش پرده از قصه ی پر دردی کنار زد که در هر خط آن ،بیداد رفته بر شهروندان ایرانی موج می زند. بی هیچ شرح اضافه ای این بخش از نوشته آخر محمد نوریزاد از زندان اوین را که توسط سایت های خبری مانند رهانا و جرس تکمیل شده منتشر می کنیم تا هم به نشر این حقایق تکان دهنده کمک شود و هم طعم لطف نظام مقدس را بیش از پیش بچشیم!
نوریزاد : …….من این روزها، با جوان نوزده ساله‌ای هم‌نشین و هم‌بند هستم که مجموعه‌ای از خردمندی‌ها و درستی‌ها با اوست. این جوان با همین سن و سال اندک خود، دو فرمول بدیع ریاضی را که از دسترس همه دانشمندان و ریاضی‌دانان جهان دور بوده است، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است. این جوان، با همین سن و سال اندک خود، چهار اختراع غرورآفرین دارد. المپیادی است. برنده جشنواره خوارزمی است. به زبان‌های انگلیسی و ایتالیایی مسلط است.»
نوری‌زاد در ادامه می‌نویسد: «این جوان اما به اتهام متداول توهین به رییس‌جمهور و تبلیغ علیه نظام، پنج ماه و نیم است که در زندان است. اتهامی که مردمان جهان، به میزان ارتفاع آن غش‌غش می‌خندند. این جوان، شصت روز در زندان انفرادی بوده و توسط بازجوهای تند و بی‌ادب خود کتک خورده و تهدید شده است.
در ادامه او به گذشته جوان هم‌بندش اشاره کرده و می‌نوسید: «این جوان، همان است که آقای جلال‌الدین فارسی، پدرش را به ضرب گلوله تفنگ شکاری خود کشته است. این جوان، اکنون، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق و عدالت، از اسلام اختراعی ما است. اسلامی که آقای جلال‌الدین فارسی قاتل را به پرداخت یک ريال از پول خون پدر او ملزم نکرده است. اسلامی که آقای جلال‌الدین فارسی قاتل را آزاد گذارده، وخود او را که به ابراز نشاط سیاسی‌اش مشغول بوده، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا و ضرب و شتم در انداخته است.»
آرمان رضاخانی، دانشجوی مورد اشاره نوری‌زاد، متولد بهمن ۶۹ است. آرمان رضاخانی در ۴۰ روز نخست بازداشت در بازداشتگاه های سپاه از جمله کاخ جوانان و ۲ – الف، تحت شرایط سخت بازجویی و فشار شکنجه مجبور به اعترافات ساختگی و با وعده دروغین آزادی، راهی زندان اوین شد.
رضاخانی دانشجوی رشته مهندسی آی‌تی، برگزیده‌ی دوم جشنواره خوارزمی، نخبه ریاضیات ممتاز کشوری در المپیاد ریاضی، مکتشف قانونی در ریاضی به نام قانون مربعات و مثلثاث رضا خانی و مخترع جوان در زمینه هایی چون سازه های معماری و کمک آموزشی پیکتال است.
طبق اطلاعاتی که خبرگزاری رهانا منتشر کرده، او به زبان های انگلیسی و ایتالیایی تسلط دارد و با زبان های روسی و اکراینی آشنا است. از دیگر موفقیت های رضاخانی حل یکی از مسائل اوپن ریاضیات است که مورد تایید اساتید دانشگاه های مطرح کشور قرار گرفته است. وی هم چنین فعالیت های دیگری در زمینه ی برنامه نویسی و آی تی و ریاضیات نیز دارد.
آرمان در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۸۸ در خیابان میرداماد تهران دستگیر شد و بعد از بازجویی در دی ماه ۸۸ به زندان اوین تحویل داده شد.
همچنین گفتنی است که پدر آرمان، مهرماه سال 71، کشته شد. سوم مهر ماه همان سال، برخی از روزنامه ها از کشته شدن بهمن رضاخانی توسط جلال الدین فارسی خبر دادند. طبق نوشته این روزنامه‌ها، جلال الدین فارسی در هنگام شکار کبک دری در اطراف شهریار، رضاخانی مترجم کتاب «امپریالیسم ژاپن» اثر «فرد هالیدی» را هنگام نزاع در زمین شخصی مقتول، با شلیک گلوله به قتل رسانده بود.

Read Full Post »


اول شکنجه برای اقرار دروغین ؛سپس شکنجه برای تقاضای عفو ونهایتا، تخفیف متقلبانه در محکومیتی ظالمانه ! این است معنای عدالت در نظام مستبد مقدس! در آستانه 22 خرداد ، سالروز عیان شدن جنایات پشت پرده نظام سرکوبگر و کشیده شدن قتل عام و جنایات علی خامنه ای و باند تبهکارش از پشت پرده به سراسر خیابان های شهر و در اقدامی کاملا از سر تکبر ، رهبر اشغالگران حاکم فرمان تخفیف مجازات! 81 نفر از بیگناهان دربند را صادر کرد و لابد منتظر است تا خلق روزگار گرد هم آیند و به پاس این همه کرامت ، بزرگی و بخشندگی اش هلهله سردهند ….! در حالی که عوامل سرکوبگرش همچو سگهای هار در شهر پاچه می گیرند، هزاران عزیز و آزاد اندیش از زن و مرد در سیاهچالها شکنجه می شوند و جنازهای بی نام و نشان قربانیان ، در مسیری به طول سردخانه های کهریزک تا قبرستانهای مخفی پراکنده اند!
و فردا در عربده کشی های نماز جمعه اش ، باز هم یک ملت را به انواع صفاتی که لایق خودش است محکوم می سازد! این حرکت علی خامنه ای هم مانند دیگر حرکت های او از سر تفرعن و دیکتاتوری محض است. وادارکردن بیگناهان به اقرارهای ساختگی به وسیله تجاوز و شکنجه های غیر قابل وصف و سپس شکنجه دوباره همین بی گناهان برای تقاضای عفو و بخشش از سردسته متجاوزان تیهکار و نهایتا منت نهادن بر سر یک ملت آزاد که اتفاقا علی خامنه ای را بزرگترین مجرم تاریخ معاصر خود می شناسد!
گوش کن دیکتاتور! با این رفتارهای ساده لوحانه توان نجات خود را نخواهی داشت و جنبش سبز با آمادگی روز افزون آماده به باد دادن بساط رژیم ضد انسانی و شروری است که بر پا کرده اید. همین ملت که در روزهای آینده سگهای دربارت را بیش از پیش به جان آنها خواهی انداخت، بزودی تکلیف تو را در دادگاهی عادلانه روشن خواهد کرد. باش و ببین.

Read Full Post »