Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اوت 2009

بیسجیان رهبری ، دختری جوان را به بهانه گفتن الله و اکبر شبانه از خانه ربودند و پس از تجاوز وحشیانه کشتند و با اسید سوزاندند و مخفیانه دفن کردند! تنها فرزند یک جانباز شهید ! هموطنان شنیدید !؟؟ کر شده ایم ؟ کور شده ایم؟ ما کجای کاریم!؟ در انتظار نشسته ایم تا نوبتمان شود ؟همین الان صدها جوان برومند ایرانی که بخطر نجات ملت به اعتراض بر خواسته اند در زندانهای رهبری شکنجه و پس از تجاوز توسط سربازان ولایت سلاخی می شوند تا در صدها گور مخفی آماده شده دفن شوند ….و رهبر عظما می فرمایند : مسئله حقیری پیش آمده است ، اهمیت ندارد! و ما نشسته ایم و تماشا می کنیم! ایشان فرمودند کهریزک را بستیم… آیا باورتان شد؟! عجب ساده ایم ما!! بفرمایید ، تا کهریزک راهی نیست ، می توانید تماشا کنید . زیرا نه تنها کهریزک مخفیانه فعالیت می کند بلکه چندین بازداشتگاه دیگر در کنارش ایجاد کرده اند که بزودی ما یا فرزندانمان مهمانش خواهیم بود ! هموطنان ! کشورمان در حالی ازدست می رود که بیشتر ما در خوابی مرگ آور فرو رفته ایم…. بسیاری از ما مثل کبک سر در زیر برف برده ایم ، غافل از آنکه امروز اگر نه ؛ فردا حتما نوبت ما خواهد بود. جان و مال و ناموس و وطن امروز ایرانیان اینچنین در روز روشن به تاراج رفته ؛ و ما مثل سنگ یکجا نشسته ایم!
سی سال پیش گروهی آمدند و با سوء استفاده از عواطف دینی مردم جنبش آزادیخواهی ملت را به نفع خود مصادره کردند که روز به روز این مصادره کردنها افزایش یافت تا جایی که تمام انسانیت و آزادی و هویتمان هم مصادره شد! ملت ما شاید هر گز قصد ایجاد دولتی روحانی نداشت اما با خوش باوری تن به ایجاد سلسله آخوندیان داد و همه چیزش را از دست داد.
سی سال ظلم و جنایت به ایران و ایرانی.سی سال سرکوب و بی عدالتی به اسم آزادی! آبروی رفته در جهان به عنوان ملتی تحقیر شده و از دست رفتن ابتدائی ترین حقوق بشری. حق خواستن و گفتن و شنیدن کلا از دست رفت . تعیین نوع لباس و غذا و ظاهر و شغل و کتاب و روزنامه و سینما و رادیو تلویزیون و کفش و سلیقه و راه رفتن و آرایش و آستین و …. و هزاران هزار حق طبیعی دیگر را از ما گرفتند و ما همچنان مثل مجسمه ای سنگی خاموش ماندیم! حکومت مستبدانه به نام خدا ، سلطه مطلق به نام امام ، دستگیری به نام دین ، شکنجه به نام عدالت ، قتل به اسم فتوا و تجاوز به نام ارشاد! این حاصل تحمل سی سال حکومت متجاوزان پلید قبیله جنایتکاریست که با پوشیدن لباس روحانی و به نام دین ، کمر به قتل تک تک ایرانیان و غارت و نابودی ایران بسته اند. و ما در خوابی عمیق و رو به مرگ…
ملت ایران! زمان نابودی مان فرا رسیده است اگر این سلسله جنایت پیشه را منقرض و تارومار نکنیم! آخوندیان پلید ترین سلسله ای است که تاریخ ایران تاکنون به خود دیده و در تاریخ ملل هم شاید نتوان مانند آن را یافت.
بپا خیزیم و جان فرزندان در بندمان را نجات دهیم و تا نابودی متجاوزان جنایتکار از پا ننشینیم. با اعتصاب و مبارزه و حرکتی متحد و جمعی و حمله ای همه جانبه به طرف دشمن . ما در این دوران سخت فرو پاشی باید تصمیم نهایی را بگیریم و تا آخر بایستیم . یا نابودی و انقراض قبیله وحشی حاکم و نجات ایران ، یا سر فرود آوردن برده وار در برابر جلادان.
امروز برای نجات ایران بپا خیزیم . فردا دیر است.

Read Full Post »

پس از اعلام خبر شهادت سعیده پور آقایی که بدلیل سردادن شعار الله اکبر از خانه خود ربوده شده و پس از تجاوز وحشیانه توسط عوامل بسیج با اسید سوزانده و مخفیانه دفن شده بود ، ظاهرا سایت جنبش سبز آزادی به عنوان منبع اصلی خبر مورد هجوم هکر های دولتی قرارگرفته و از دسترس خارج شده است. اعلام خبر شهادت سعیده پور آقایی که تنها فرزند یک جانباز شهید است ضربه ای مهلک و تکان دهنده برای رهبر متجاوز و دولت کودتاست که همزمان در حال معرفی کابینه نا مشروع خود به مجلس سر سپرده است…

Read Full Post »

صحبت های دیروز آقای خامنه ای علاوه بر نمایش ترس عمیق او از سست شدن پایه های لرزان ولایت ؛ نشان داد که باز همان اشتباه همیشگی را مرتکب می شود. اشتباه ندیده گرفتن یک ملت و خواستهایشان را! به همین سادگی.
ایشان خود و یارانشان را تافته جدا بافته می دانند و در مقابل ملت را هیچ! آنجا که خود شخصا به چیزی تمایل دارند جبرا درست است و همه باید متابعت کنند ، اما هنگامی که ملت چیزی به عظمت یک تغییر می طلبد ، از آن به عنوان کاریکاتور یاد می کنند!
وقتی نزدیکان ایشان تقلب و کودتا می کنند ، می فرمایند : حالا یک تخلف جزیی بوده! اما اعتراض حق طلبان به همین تخلف جزیی را توطئه از پیش طراحی شده مخملی می خواند و تلاش برای سقوط نظام…
وقتی که یارانشان جنایت می کنند و شکنجه و قتل و تجاوز ؛ می فرمایند : افراد قلیلی ، اشتباهات کمی کرده اند که نباید باعث شود خدماتشان را ندیده گرفت! اما وقتی دیگران را خودی ندانند ، صدها تن از خدمتگزاران امین و مورد قبول ملت را آنچنان زیر شکنجه له می کنند که حتی نام خود را از یاد ببرند چه رسد به قدردانی از خدماتی که تمام عمر خود را صرف آن کرده باشند! و جالب تر آنکه خاطر مبارکشان از رسانه ای شدن جنایات فجیع کهریزک در حالی مکدر است که دهها تن از سیاستمداران این سرزمین را به اتهام گناه نکرده و به تاوان تلاش برای حاکمیت قانون اسیر حبس و شکنجه نموده اند و از بام تا شام با رخت و لباس زندان به رسانه و تصویر می کشند! یا اینکه از دانشجویان تقاضا می کنند برای این موضوعات حقیر و کوچک !! دانشگاهها را به اعتراض و تعطیلی نکشانند ، حال آنکه به دستور ایشان و برای همین اتفاقات کوچک، هزاران تن بازداشت و صدها تن شکنجه و کشته شدند!…..و بالاخره متوجه نمی شویم که آیا این اتفاقات بزرگ و مهم است یا کوچک و حقیر؟ یا هر دو؟ و یا بقول شاعر : تا یار که را خواهد و میلش به که باشد! که البته از این دست عدالتها در کارنامه مشعشع مقام عظما به وفور دیده می شود.
اما بزرگترین اشتباه آقای خامنه ای که بارها بر آن تاکید و اصرار داشته و از صفات بارز ایشان است ، بی اهمیت دانستن جان مخالفان خویش است…!
به یاد داریم هنگامی که وی قصد جانشینی آقای خمینی را داشت بیش از چهار هزار تن از زندانیان عقیدتی را اعدام و در گورهای جمعی خاوران دفن کردند تا ایشان با آرامش بیشتری دوره کارآموزی ولایت را طی کنند! پس ازآن بود که قتل مخالفان به روالی عادی و ولایی مبدل گردید تا زمان قتلهای زنجیره ای. و اینجا بود که پرده ای دیگر از سناریو قدرت طلبی خامنه ای بر افتاد. آنجا که طی سخنانی در مورد آقا و خانم فروهر گفت : اینها دشمنان بی خطری بودندو لزومی نداشت آنها را بکشیم! و یا در مورد زنده یاد پوینده و مختاری گفت: اینها که آدمهای مهمی نبودند… من حتی کتابهای اینها را هم نخوانده بودم و این افراد را نمی شناختم! و درد ناک تر این بود که : خوب حالا گیرم که تعدادی هم این طرف و آن طرف به قتل رسیده باشند؛ این همه هیاهو ندارد که!!
این مشی خامنه ای باعث شد تا مزدوران رهبری ، رسما امان نامه بگیرند و فارغ از احساس گناه یا سرزنش ؛ کشتار مخالفان را بصورتی متناوب و علنی آغاز کنند و سرکوب و شکنجه و تجاوز بی رحمانه را علنا به رخ بکشند و با تسلط مطلق بر قوای نظامی و قضایی ،بر ساز و کارهای قانونی هم مسلط شوند . تا آنجا که متهم جای شاکی بنشیند و دزد داروغه شود! نمونه این وضعیت در فاجعه سال 78 کوی دانشگاه رخ داد که محکومان نهایی آن ماجرا ، دانشجویان بی گناهی بودند که شب هنگام توسط لباس شخصی های بیت آقا به آنان حمله شده بود!
البته این روند کم کم به مذاق ایشان خوش آمد داروی تمام دردهای آقا شد. تا جایی که در نماز جمعه پس از انتحابات ، رسما از تهدید معترضان به سرکوب و خونریزی صحبت می کردند و نوکرانشان چه بی دریغ به اجرای فرمان پرداختند…. و نهایتا در سخنان دیروز خود ضمن اعتراف به کشتن تعدادی معدود ! از مخالفان در زیر شکنجه و تاکید بر وقوع جنایات کوچک! در کهریزک از آنها بعنوان موضوعاتی حقیر! یاد می کنند. عجبا ! ظاهرا مقام رهبری فرمان شلیک و سرکوب خود را از یاد برده اند!
غافل از اینکه ، کوچک و حقیر ذهن ایشان است ! و با تحقیر و تهدید ، کاری را از پیش نخواهند برد. اگر او حقیقتا شایسته رهبری بود یا برای جان دیگران ارزشی قائل می شد، باز هم به حقیر بودن این جنایات باور داشت؟ اگر فرزند ایشان جز کشتگان بود چطور؟ در واقع حقیر شمردن کشتار مردم از سر قدرت پرستی و تفرعن است از سوی ولی فقیه، که اگر ذره ای انسانیت و شرف و حتی اعتقاد در وجودشان بود ، بابت مصیبت هایی که بر مردم رفت باید از غصه می ترکید. اما دریغ که کماکان بر اسب غرور و خودکامگی نشسته و می تازد و دیگران را به سکوتی مرگبار می خواند!
ولی این بار نه ! زیرا اینک ملت است که برای او تصمیم خواهد گرفت.
دانشجویان و دانش آموران ،آغاز سال تحصیلی را شروع دور جدیدی از مبارزه با ظلم رهبری و مزدوران متجاوزش می دانند و ترس رهبر و پیروان متجاوز او ، ما را در این مسیر سبز مصمم تر می سازد.
آقای خامنه ای! شما حق داری فقط به مزدورانت فرمان دهی، نه به ملتی که تو را غیر خودی و دشمن می داند. این را فراموش نکن.

Read Full Post »

بابک کجاست؟!

بابک داد روزنامه نگار شجاع و افشاگر، از دو روز پیش مطلبی در سایت خود قرار نداده است. این در حالی است که وعده داده بود دیروز در مورد دادگاه سعید حجاریان مطلبی را منتشر سازد. با توجه به این گفته بابک ، که مزدوران کودتا چی 4 روز پیش تا آستانه دستگیری او پیش رفته بودند این غیبت آزار دهنده مشکوک است. امیدوارم اتفاقی برای این شیر مرد آزادیخواه رخ نداده باشد…

Read Full Post »

ابتذال و پوچی در برگزاری دادگاههای اخیر برای محاکمه برخی رهبران و فعالان سیاسی اصلاح طلب آنچنان به شکلهای گوناکون نقد شده است که تکرار آنها شاید ملال آور باشد.
اما در این میان نکته ای که کمتر به آن اشاره شده موضوع اصلی یا دفاعیات متهم از خویش است . زیرا بنظر می رسد شعور رهبران کودتا آنچنان پایین است که بهتر بود برای اجرای چنین سناریویی لااقل از مشورت کارگردانان هنری همفکر خود بهره می بردند تا چنین موضوعی دراماتیکی را به کمدی مسخره ای بر علیه خود مبدل نسازند! بدیهی است یکی از ارکان اصلی برگزاری هر دادگاهی ، ارائه فرصت برای متهمان است تا خود یا وکلایشان از عقائد و آرمانشان دفاع کنند و در رابطه با آن عقاید متهم شوند! و پس از عبور از مراحل دادرسی در صورتی که استدلال آنان قابل قبول نباشد محکوم شوند. حال آنکه دادگاههای اخیر نشان می دهد تعدادی از نیروهای معتقد به نظام جمهوری اسلامی و مقام عظمای ولایت و ریاست جمهوری احمدی نژاد و کاتولیک تر از پاپ ! که همه جوره آماده دفاع از منویات رهبری هستند محاکمه می شوند!! پس چرا محاکمه می شوند؟ اگر این افراد معتقد به چیزی بوده اند که بر آن پایه محکوم می شوند اول باید آن عقیده را آشکار کرد و سپس آن را مردود دانست. اما در این نمایش ، کسانی را با عقایدی ناشناخته می بینیم که همگی با هم ، با دادستان و بازجو و قاضی هم کلامند ! و هیچکدام هیچ ساز مخالفی نمی زند! و اگر از رادیو مکالمات شنیده شود ، مشخص نیست که حاکم کدام است و محکوم کدام!؟ و این اوج حماقت رهبر کودتا است که بخش میانی سناریو آبکی اش را باد برده است! مگر ممکن است که همه متهمان از تمام عقاید خود دست شسته باشند؟ و مگر جز این است که باید برای واقعی تر شدن این سناریو حداقل به یک یا دو نفر از افراد رده های میانی دستگیر شده اجازه داده می شد که کمی باور پذیر تر صحبت کنند!؟ یا لااقل اینگونه وانمود کنند که تا این حد به حقانیت نظام و رهبر و انتخابات و … یکپارچه معتقد نباشند؟ یعنی یک تن از دستگیر شدگان هم مایل نبود از حداقل یک هدف خود دفاع کند؟ مثلا بهزاد نبوی یا حجاریان یا زید آبادی؟ اگر اعترافات امروز در کشورهای دوست و برادرتان پخش شود آن را باور می کنند که شما انتظار دارید ملت ما این شوخی احمقانه مهوع را باور کنند؟
شکل ثابت و کپی شده دادگاهها از یکدیگر و قابل پیش بینی بودن لحظه لحظه دادگاههای پنجم و ششم و … از آن جهت است که میزان شعور اجتماعی ، سیاسی و حقوقی آقای خامنه ای و عوامل متقلب او تا آنجا پایین است که حتی قدرت تشخیص چنین افتضاحی را هم ندارند. و این نفهمی باعث شده گمان کنند مردم ما این دادگاهها را واقعی فرض کرده و به صداقت رهبر و دولت ایمان آورده اند!
متاسفانه یا خوشبختانه ، هر روز که می گذرد عذاب تحمل حاکمانی تا این حد ابله و نادان بیشتر می شود و حضور آنان بر مسند قدرت بیش از پیش ناگوارتر و توهین آمیزتر.
سزای نادانی و بلاهت سقوط است آقای خامنه ای! بنظر می رسد شتاب خودتان برای فروپاشی لانه عنکبوتی تان بیش از ملت صبور ایران است… این را شما خواستید … ما هم با کمال میل می پذیریم.

Read Full Post »

Read Full Post »

معاون تبلیغات ستاد نیروهای مسلح کودتای رهبری ، با سخنانی تهدید آمیز که به نوعی اعلان جنگ علیه جنبش سبز بود استراتژی کودتاچیان را در آینده روشن کرد که به بخش هایی از آن اشاره می کنم ؛
او می گوید ؛ کسانی که آوازه‌ خیانتشان فراگیر شده است، داعیه حزب و گروه نباید داشته باشند می گوید :افکار عمومی بی‌صبرانه در انتظار مشاهده‌ نحوه برخورد دستگاه‌های ذی‌ربط و از جمله قوه‌ قضاییه با خائنان به انقلاب و نظام، در راه‌اندازی کودتای نرم و ایجاد آشوب و بلوا، در تهران هستند! و ادامه میدهد که ؛ما در شرایطی نیستیم که برای محاکمه‌ اغتشاش‌گران زمان زیادی را از دست بدهیم. امنیت ملی کشور اقتضا می‌کند در اسرع وقت آشوب‌گران به سزای اعمال خائنانه خود برسند . وی هرگونه سهل‌انگاری و نپرداختن به آنچه رئوس سازمان کودتا خواند را جفا به انقلاب بزرگ اسلامی ایران دانست و اظهارکرد: «این همان چیزی است که بنیان‌گذار نظام اسلامی نسبت به آن آزرده خاطر خواهد شد.سردارجزایری گفت: «در حالی که لایه‌های اصلی کودتای نرم هنوز دست‌نخورده باقی مانده‌اند، نمی‌توان خوش‌بین بود که مجددا دچار چنین تهدیدها و بحران‌هایی نشویم؛ لذا باید قبل از آن که جریان‌های مزبور به تجدید قوا و سازمان بپردازند، نهادهای اطلاعاتی و قضایی به رسالت و وظیفه‌ تاریخی، شرعی و قانونی خود عمل کنند! نباید اجازه‌ فرار به جلو به بحران‌آفرینان اصلی داد. این افراد با کمک خارجی‌ها در حال زمینه‌سازی هستند تا بحران را نهادینه کنند و مکان و زمان را برای عملیات‌های بعدی در اختیار بگیرند؛ گروه‌سازی‌هایی که اخیرا صحبت‌هایی از آن به میان می‌آید در همین راستاست و خود پرده دیگری از طرح کودتا هستند».
دوستان و یاران انقلاب مراقب باشند در فضای مانور و فرار از اجرای عدالت و شخصیت‌سازی کاذب برای سران اغتشاش بازی نکنند و جو روانی عدم برخورد به وجود نیاورند».
رییس ستاد تبلیغات دفاعی کشور در ادامه گفت: از جمله اقتضائات امنیت ملی کشور، برخورد قاطعانه و اثرگذار با کلیه عوامل و مولفه‌های ضدامنیتی است».
جزایری در پایان به نقش کشورهای بیگانه و شیوه‌های نفوذ و جاسوسی‌های نوین برای افکار عمومی و به‌ویژه تحصیل‌کردگان و نخبگان اشاره کرد .

دوستان !
این همان اعلان جنگ است؛ که نه از سر قدرت بلکه از سر استیصال است! و خوشبختانه این کودتاچیان جنایتکارند که پس از تقلب و سرکوب و شکنجه و تجاوز و قتل ، به این نتیجه رسیده اند که شکست خورده تر و بی آبروتر از همیشه اند. ترس از مردم و عدم مشروعیت وجودشان را فرا گرفته است. از جریان راه سبز امید وحشت دارند . از گروه هایی که به شیوه های مختلف ، از جمله شیوه های پیشنهادی دکتر سازگارا در حال شکل گیری است خواب و خوراک ندارند. آنها از زیر زمینی شدن جنبش که هزینه های مقابله با آن برای کودتا گران بسیار بالاست در هراسند. اما مهمتر از اینها ، اعتراف بزرگ آقای سردار است که می گوید رهبران جنبش توانسته اند زمان و مکان و حرکت اول را در این مبارزه به دست گیرند و نیروهای سرکوبگر در رفتارهای منفعلانه اسیر شده اند…و تاکید می کند که نباید به هیچ دلیلی از سرکوب مردم سر باز زد ! این نشان می دهد که از درون هم ضعف و گسست در بین نیروهایشان ریشه دوانیده و توان مقاومت بیش از این را ندارند، چرا که زمان شدیدا بر ضد منافع آنان و به نفع جنبش است و باید چاره اندیشی کنند! و اینها همه پیروزی برای ما و شکست برای آنان است. اگر تاکنون برخی گمان می کردند که جنبش از تک و تا افتاده ، اینک می توان بوضوح پیروزی ناشی از پایداری ملت و خون شهدای جنبش را دید و توان خود را باور کرد.
مطالعه این سخنان در عین حال این نکته اساسی را تداعی می کند که دولت غاصب کودتاچی تصمیم آخر را گرفته است. آمادگی برای سرکوب وحشیانه مردم و رهبران جنبش در یک حمله سنگین. آنها اطمینان دارند که مردم کماکان اعتراضات خود را مسالمت آمیز ادامه خواهند داد اما نگرانند تا مبادا با سازمان یافتن جوانان و یا زیر زمینی شدن جنبش سبز ، نظام کودتا با تهدیدات دیگری مواجه شود که کنترل آن به سادگی کشتارها و جنایات اخیر نباشد! پس قطعا پیش دستی کرده و در یک حرکت هماهنگ سرکوب شدیدی را آغاز می کنند که صحبت های این سردار افشای این جزییات و توجیهات شرعی و قانونی و امنیتی آ ن بشمار می آید.
این سخنان علاوه بر اینکه نشان از پیروزی های ما و شکست دشمن پلید و مزدورانش دارد ، ضرورت هوشیاری و آماده باش و نیز سازماندهی سریع همگانی برای مقابله با کودتا را نشان می دهد. هم رهبران جنبش و هم ملت سبز ایران باید این سخنان را جدی و بسیار حساس بدانند و خود را برای نبردی که دولت کودتا و رهبر و مزدورانش قصد تحمیل آن را دارند آماده کنند. به نظر می رسد رژیم خامنه ای قصد دارد سریعتر از آن چیزی که پیش بینی می شد به حیات ننگین خود پایان دهد…! سرانجام خون شهیدان ، آه مادران جگر سوخته و نفرین ملت رنج کشیده گریبان مزدوران جنایتکار را گرفته است …..برای یک تحول بزرگ آماده باشیم.

Read Full Post »

Older Posts »