فلش های سیاست و اقتصاد حکومت ولایی با شدتی بی سابقه رو به سقوط دارند و به نظر می رسد که بوی مرگ دیکتاتوری خامنه ای به مشام خود و اطرافیانش هم رسیده است. خامنه ای و فرزند جاه طلبش مجتبی و باند مافیایی اش اما بدون انتقام از مردم آزاده و صبور ایران تن به سقوط قدرت نمی دهند و پیش از رفتن خود میل خونینی به حذف بیشمار از مخالفان خود را در سر می پرورانند. این درحالی است که همزمان با عقب نشینی در برخی مواضع تنش زا در سیاست خارجی حاکمیت ،افزایش فشارها در سیاست داخلی و دستگیری فعالان و روزنامه نگاران تشدید شده است.

حاکمان کنونی ایران دشمن مردمند و دشمن آگاهی و دشمن آگاهی بخشانی که چراغ اندیشه را در این سرزمین روشن نگه می دارند. پس باید از این ذهنیت خطرناک که ممکن است به ناگهان سر بکشد نگران بود و برای آن چاره ای اندیشید پیش از آنکه فاجعه ای گسترده تر از اعدامهای دهه 60 تکرار شود.
خامنه ای و قبیله اش زمین سوخته و ایران ویران و ملت مصلوب را می خواهند و به کمتر از آن رضا نمی دهند؛ پس نباید اجازه داد تا به این سادگی تیغ بر گلوی ملتی کشیده شود….
دستگیری های روزهای اخیر و تفکرات خونباری که هم اینک در بارگاه خامنه ای در حال مرور شدن است خطرناکتر از همیشه اند… تصمیم هایی در جریان است و بازی خطرناکی مطرح شده که ممکن است آخرین بازی حاکمیت با ملت باشد.
ما هم اکنون صدها گروگان بیگناه و متفکر را در اسارت رژیمی داریم که چه بسا قربانیان نابخردی تلخ و دردناک حکومت ولایی باشند و هزاران معترض را که فعلا صبر پیشه کرده اند و در میانشان هزاران ندا و سهراب آزادیخواه نشسته اند و در انتظار روز برخاستن اند…
اگر حکومت خامنه ای صدای اعتراض سیاسی ملت را نمی شنود یا گوش های خود را به روی آن بسته است، اما صدای شکستن استخوان مردم را زیر فشارهای غارت و تورم و نداری و فقر شنیده و سپاهیان پیرامون » آغا» این صدا را نه به چپاول و وطن فروشی و نابودی اقتصادایران توسط خودشان، بلکه به آماده شدن جامعه برای فتنه ای جدید تعبیر کرده اند و ولی امرشان را برای تصمیمی خطرناک آماده می سازند که اگر این آتش افروخته شود، بسیاری چیزها را به کام خواهد کشید.
هوشیار و آماده باشیم! از این رهبر بیمار و بازیچه قدرت و هراسان از عاقبت خویش، خطری در کمین ملت است که نتیجه آن را نمی شود ندیده گرفت…